جوانان بوشهری در گرداب تصادفات؛ مرگ‌ بر ترکِ موتور
تاريخ : نهم مهر 1405 ساعت 11:46   کد : 452329
هفته و ماهی نیست که خبر تصادف و مرگ یکی دو جوان موتورسوار بین مردم نپیچد. خبرهایی که گاه از شدت هولناک بودن در رسانه‌های محلی هم دست‌به‌دست می‌شوند و هر بار فراتر از شوک اولیه یک سانحه، یک خانواده را به مرز فروپاشی روانی می‌برد.

آمارهای شش ماه نخست امسال گویای ابعاد نگران‌کننده این بحران است. از میان ۴۱ قربانی سوانح رانندگی درون‌شهری در استان بوشهر، ۲۹ نفر راکبان موتورسیکلت بوده‌اند. این رقم به معنای آن است که ۷۱ درصد از کل جان‌باختگان معابر شهری را موتورسواران تشکیل داده‌اند.

ابزار امرار معاش یا انتخاب اضطراری

موتورسیکلت در بافت اجتماعی بوشهر کارکردی فراتر از یک وسیله نقلیه ساده دارد. برای کارگری که سپیده‌دم عازم محل کار می‌شود، تنها ابزار در دسترس برای تردد است. در شهرها و روستاهای کوچک‌تر استان نیز بخش قابل‌ توجهی از جابه‌جایی روزانه متکی بر همین وسیله دوچرخ فلزی مرگبار است و برای جوانان البته راهی برای تجربه استقلال به شمار می‌رود.
بابک کاوه‌ئیان، رئیس اداره ایمنی و پایش هوشمند حمل‌ونقل راهداری استان بوشهر در تیرماه امسال صراحتاً اشاره کرد که موتورسیکلت در این جغرافیا ابزار اصلی اشتغال و معیشت بسیاری از شهروندان است. وی تأکید کرده بود استان بوشهر در میان پنج استان کشور با بالاترین میزان سوانح مرتبط با موتورسیکلت قرار دارد.

همین درهم‌تنیدگی معیشت با تردد، مسیر چاره‌اندیشی را دشوار می‌کند. از شهروندی که تمام جریان درآمدی یا تردد روزانه‌اش به این وسیله گره خورده است، نمی‌توان خواست که آن را از زندگی خود خط بزند. با این وجود، شکنندگی ایمنی در این ساختار بسیار مشهود است.در شرایطی که سهم موتورسیکلت‌ها از کل تصادفات شهری در نیمه نخست امسال ۲۱ درصد بوده است، اما راکبان آن ۷۱ درصد از آمار جان‌باختگان را رقم زده‌اند.به گفته شاهپور رجایی معاون استاندار بوشهر، شهرستان بوشهر با ۱۴ فوتی، کنگان با ۸ فوتی و دشتستان با ۷ فوتی، بیشترین فراوانی مرگ‌ومیر درون‌شهری را در این مدت داشته‌اند.

خسارت انسانی در مهم‌ترین دوره بهره‌وری

یکی از ابعاد تلخ این ماجرا، الگوی سنی قربانیان است. طبق داده‌هایی که راهداری بوشهر در اسفند ۱۴۰۴ منتشر کرد، بیش از نیمی از فوت‌شدگان سوانح موتورسیکلت در استان در رده سنی ۱۵ تا ۴۰ سال بوده‌اند. به گفته کاوه ئیان‌ رئیس اداره ایمنی و پایش هوشمند حمل‌ونقل اداره کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان بوشهر، ۷۰ درصد از فوتی‌های راکبان موتور در تصادفات معابر درون‌شهری ثبت شده است.

این گروه سنی در واقع ستون فقرات اشتغال، آموزش و سرپرستی خانواده‌ها هستند. پیامد جان باختن یا زمین‌گیر شدن یک فرد جوان، بلافاصله در افت شدید درآمد خانوار، تحمیل هزینه‌های سنگین درمانی و از دست رفتن سرمایه مولد جامعه بازتاب می‌یابد. به همین سبب، فروکاستن مسئله موتورسیکلت‌سواری به پرونده‌های تخلف راهنمایی و رانندگی یا صدور قبض جریمه، نادیده گرفتن لایه‌های اجتماعی و اقتصادی این پدیده است.

روان‌شناسی موتور سواری در دوران بلوغ

طاهره نادرمنش کارشناس مشاوره خانواده در گفت‌وگو با ایسنا بر این باور است که رفتار نسل نوجوان با مقوله موتورسیکلت را باید در چارچوب تلاش طبیعی برای دستیابی به استقلال شخصی درک کرد.

وی یادآور می‌شود: دوره نوجوانی با میل شدید به خروج از پیله وابستگی‌های کودکی همراه است. در چنین وضعیتی، موتور برای نوجوان تنها وسیله‌ای برای رفت‌وآمد از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست، بلکه ابزاری برای ابراز هویت، احساس بزرگ‌شدن، همنوایی با گروه همسالان و اثبات توانمندی در انظار عمومی است.

نادرمنش در تحلیل عمیق‌تر این رفتار می‌گوید: بسیاری از نوجوانان دچار نوعی سندرم قهرمان‌سازی کاذب هستند. آن‌ها تصور می‌کنند با حرکات نمایشی یا سرعت بالا، می‌توانند بر ترس‌های درونی خود غلبه کرده و در نظر همسالان متمایز جلوه کنند. در واقع، موتورسیکلت برای این گروه، سکویی برای پرتاب به دنیای بزرگسالی است که چون فاقد آموزش‌های لازم برای مدیریت هیجان است، به بیراهه می‌رود.

این مشاور خانواده معتقد است: برخوردهای تند و سرکوب‌کننده خانواده‌ها، موضوع حیاتی ایمنی را به صحنه لجاجت میان نسل‌ها بدل می‌کند. والدین غالباً از سر نگرانی، اقدام به تهدید یا ممنوعیت مطلق می‌کنند که نتیجه عکس دارد و نوجوان را به سمت پنهان‌کاری می‌برد. در سوی مقابل، تسلیم شدن بدون قید و شرط در برابر این مطالبه نیز آسیب‌زا خواهد بود.

وی راهکار را در تغییر الگوی نظارت دانسته و می‌افزاید: والدین باید از نظارت پلیسی به سمت نظارت گفت‌وگومحور حرکت کنند. شناخت دلیل تمایل نوجوان به تهیه موتورسیکلت و ایجاد مرزهای معین در چارچوب گفت‌وگوی دوطرفه، می‌تواند خطرات این ابزار را مهار کند. به جای منعِ مطلق، می‌توان بر روی شرط‌گذاری‌های هوشمندانه تمرکز کرد. مثلاً دریافت گواهینامه، تهیه تجهیزات ایمنی استاندارد و آموزش‌های پیشرفته رانندگی پیش از خرید موتور. آمار رسمی تنها عدد تلفات را بازتاب می‌دهد و از انگیزه‌های روانی نوجوان برای پذیرش خطر یا ناتوانی خانواده در برابر این تمایل سخنی به میان نمی‌آورد.این در حالی است که اگر خانواده بتواند اضطراب خود را کنترل کرده و با نوجوان به عنوان یک بزرگسالِ در حال یادگیری برخورد کند، شانس بیشتری برای کاهش ریسک‌ها دارد.

سهم آسفالت و علائم در کنار رفتار راننده

در اظهارنظرهای مرسوم مدیریتی، همواره خطای انسانی در صدر عوامل بروز حادثه نشانده می‌شود. در آخرین جلسه شورای هماهنگی ترافیک استان بوشهر نیز شاهپور رجایی معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار، مواردی چون حواس‌پرتی، عدم توجه به جلو و ناتوانی در مهار وسیله نقلیه را از دلایل اصلی سوانح دانست.

اما در همان نشست، مسئولیت‌هایی نیز متوجه زیرساخت‌های شهری شد. تکالیفی که برای شهرداری‌ها در زمینه خط‌کشی معابر، روشن‌سازی خطوط تردد عابر پیاده، بهسازی تابلوهای راهنما و ایمن‌سازی مسیرهای پیاده تعیین شد، موید همین حقیقت است.

شواهد میدانی و گزارش‌های گذشته نشان می‌دهد نقص در روشنایی شبانه معابر و غیبت زیرساخت‌های متناسب با تردد موتورسیکلت ها، سهمی همپای خطای انسانی در این تلفات دارد. در مهرماه ۱۴۰۴ رئیس عملیات پلیس راهور بوشهر اعلام کرده بود که در نیمه اول همان سال، بیش از ۸۰ درصد موتورسواران جان‌باخته در بررسی‌های راهور فاقد گواهینامه رانندگی بودند و هیچ‌یک از کلاه ایمنی استفاده نمی‌کردند. این نکته نشان می‌دهد الگوهای رفتاری آسیب‌زا هم‌چنان پابرجا هستند.

مثلث نهادهای عمومی، نظام آموزشی و خانواده

مهار چنین تلفاتی فراتر از توان منفرد خانواده‌ها است. مدارس، مجموعه‌های سلامت روان و سازمان‌های مدیریت حمل‌ونقل نیز در تقویت مهارت مهار فشارهای جمعی همسالان و آموزش قوانین رفتاری مسئولیت دارند.سازمان جهانی بهداشت نیز سوانح جاده‌ای را از عوامل محوری مرگ در سنین ۵ تا ۲۹ سال می‌داند و کاهش آن را منوط به ترکیبی هم‌زمان از مهار سرعت، اصلاح معابر، اجرای قاطعانه مقررات، ارتقای استاندارد وسایل نقلیه و تغییر الگوهای رفتاری راکبان می‌داند.

پیچیدگی یک وسیله با نقش‌های چندگانه

موتورسیکلت در جغرافیای بوشهر ابزاری چندوجهی است. هم چرخ معیشت را می‌چرخاند، هم بار حمل‌ونقل روزانه را بر دوش دارد و هم نمادی از استقلال‌طلبی جوانان است. تجمیع این نقش‌هاست که مواجهه با آن را دشوار می‌کند.

از یک طرف، سهم تلفات این وسیله به‌مراتب فراتر از سهم ترددی آن در معابر است. از طرف دیگر، وابستگی اقتصادی مردم اجازه حذف مکانیکی آن را نمی‌دهد. به همین جهت، تحلیل پرونده فوت یک راکب موتورسیکلت با تکیه بر واژه ساده بی‌احتیاطی تمام نمی‌شود. سنجش سن، جایگاه معیشتی، کیفیت آموزش، استانداردهای کالبدی خیابان‌ها و شیوه مواجهه اجتماعی با این وسیله، قطعات مختلف پازلی هستند که پیش از رسیدن خبر به چاپخانه آگهی ترحیم، باید آن‌ها را بازخوانی و اصلاح کرد.