استیضاح عراقچی به سبک احمدی‌نژادی
تاريخ : چهارم مهر 1405 ساعت 15:47   کد : 452218
به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت: کارل مارکس جمله‌ای مشهور دارد که از هگل نقل کرده است. او گفته بود رویدادها و شخصیت‌های بزرگ تاریخدو بار ظاهر می‌شوند؛ مارکس اضافه می‌کند که بار نخست به شکل تراژدی و بار دوم به شکل کمدی. حالا شاید بتوان با اندکی تسامح، این تعبیر را به دو صحنه از سیاست خارجی ایران در دو دهه گذشته تعمیم داد؛ دو صحنه‌ای که در هر دو، وزیر امور خارجه در میانه یک ماموریت دیپلماتیک با فشار سیاسی از داخل روبه‌رو می‌شود، اما این‌بار ماجرا نه در دولت، بلکه در مجلس رخ داده است.

آذر ماه ۱۳۸۹، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه دولت محمود احمدی‌نژاد، برای ابلاغ پیام رییس‌جمهور به سنگال رفته بود که خبر برکناری‌اش منتشر شد. متکی بعدها گفت از تصمیم برکناری خود پیش از سفر یا در جریان ماموریت اطلاعی نداشته و این اقدام را «غیراسلامی، خارج از عرف سیاسی و دیپلماتیک و توهین‌آمیز» توصیف کرد. حالا، ۱۵ سال بعد، صحنه‌ای متفاوت اما از جهاتی یادآور همان ماجرا در حال شکل‌گیری است.

عباس عراقچی در نیویورک و درگیر یکی از حساس‌ترین مقاطع رایزنی‌های دیپلماتیک ایران است؛ در همان زمان، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران طرح استیضاح وزیر خارجه را به جریان انداخته و شماری دیگر از نمایندگان نیز از استفاده از ابزارهای نظارتی مجلس، از جمله استیضاح، سخن گفته‌اند. تفاوت اما در اینجاست که این‌بار موضوع اصلی استیضاح، دیدار عراقچی با نمایندگان امریکا در نیویورک است؛ دیداری که درباره مجوز و سطح هماهنگی آن، دو روایت کاملا متفاوت در میان نمایندگان شکل گرفته است.

از یک‌سو ثابتی و برخی نمایندگان این اقدام را بدون مجوز می‌دانند و ازسوی دیگر، مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی گفته است بررسی‌های او نشان می‌دهد عراقچی برای این دیدار مجوز داشته است. فداحسین مالکی نیز اصل دیدار را در چارچوب رایزنی دیپلماتیک ارزیابی کرده است. در این میان، اظهارات محسن رضایی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند، چراکه اگر روایت او از تصمیم‌گیری درباره انتقال شروط ایران به طرف امریکایی مبنا قرار گیرد، پرسش اصلی دیگر فقط عملکرد عراقچی نیست، بلکه این است که آیا اقدامی که اکنون برخی نمایندگان آن را «بدون هماهنگی» می‌خوانند، اساسا در چارچوب یک تصمیم رسمی و هماهنگ‌شده انجام شده است یا خیر. حالا تاریخ شاید دقیقا تکرار نشده باشد، اما صحنه‌ای آشنا دوباره مقابل چشم سیاست ایران قرار گرفته است؛ وزیر خارجه در میانه ماموریت و فشار سیاسی از تهران.

ماجرا چیست؟

عباس عراقچی در روزهایی که پرونده ایران و امریکا از درگیری نظامی تا مذاکره‌های سیاسی، بار دیگر در مرکز رایزنی‌های دیپلماتیک قرار گرفته، با یک جبهه تازه در داخل کشور روبه‌رو شده است؛ جبهه‌ای که این‌بار نه در واشنگتن یا نیویورک، بلکه در مجلس شورای اسلامی شکل گرفته و موضوع آن عملکرد وزیر امور خارجه در جریان رایزنی‌های اخیر با طرف امریکایی است. ماجرا از گزارش دیدار عباس عراقچی با استیو ویتکاف در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل آغاز شد؛ دیداری که از همان ابتدا درباره نحوه انجام، سطح هماهنگی و هدف آن روایت‌های متفاوتی منتشر شد.

امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، با ارسال نامه‌ای به محمدباقر قالیباف اعلام کرد طرح استیضاح عراقچی را در سامانه مجلس ثبت کرده و دیدار وزیر خارجه با مقام‌های امریکایی را ازجمله موارد مورد استناد خود قرار داده است. ابراهیم رضایی نیز در شبکه اجتماعی ایکس خواستار توضیح عراقچی درباره مجوز و سیاستگذاری این دیدار شد و آن را «غیرقانونی» خواند. حسینعلی حاجی‌دلیگانی هم از استفاده مجلس از ابزارهای نظارتی، ازجمله استیضاح، سخن گفت، اما در سوی دیگر، روایت برخی نمایندگان مجلس متفاوت است. مجتبی زارعی گفته است براساس بررسی او، عراقچی برای این دیدار مجوز لازم را داشته و مجری تصمیمات ساختارهای حاکمیتی بوده است.

همین اختلاف روایت، پرسش اصلی گزارش را شکل می‌دهد؛ آیا آنچه به عنوان محور استیضاح مطرح شده، واقعا اقدامی خارج از چارچوب تصمیم‌گیری کشور بوده یا اختلاف اصلی بر سر نحوه اجرای تصمیمی است که پیش‌تر در ساختارهای رسمی اتخاذ شده است؟ این پرسش با اظهارات محسن رضایی درباره تصمیم‌گیری برای انتقال شروط ایران به طرف امریکایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و اکنون مجلس به یکی از اصلی‌ترین صحنه‌های این اختلاف تبدیل شده است.

فهرست منتقدان و موافقان استیضاح همیشه پای جلیلی در میان است!

ماجرای استیضاح عباس عراقچی از زمانی جدی‌تر شد که امیرحسین ثابتی، نماینده تهران اعلام کرد طرح استیضاح وزیر امور خارجه را در سامانه مجلس ثبت کرده است. ثابتی که در حلقه نیروهای سعید جلیلی شناخته می‌شود، در توضیح این اقدام، دیدار عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، در نیویورک را یکی از محورهای اصلی انتقاد خود قرار داد و مدعی شد این دیدار بدون مجوز انجام شده است. او در نامه‌ای خطاب به محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، خواستار ارجاع طرح استیضاح به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی شد.

ثابتی در متن منتشرشده از محورهای دیگری نیز مانند عملکرد وزارت خارجه در مذاکرات، دیپلماسی اقتصادی و برخی انتصابات این وزارتخانه انتقاد کرده است. در ادامه، حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده شاهین‌شهر و عضو هیات‌رییسه مجلس نیز از پیگیری استیضاح سخن گفت.

او در گفت‌وگویی با اشاره به دیدار عراقچی با ویتکاف اظهار کرد که مجلس از ابزارهای نظارتی خود استفاده خواهد کرد و حتی گفت پیش از این نیز معتقد بوده عراقچی گزینه مناسبی برای وزارت خارجه نبوده است. به این ترتیب، استیضاح از یک اقدام فردی ثابتی فراتر رفت و به موضوعی تبدیل شد که چند نماینده اصولگرا درباره آن موضع‌گیری کردند. علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در اظهاراتی صریح‌تر اعلام کرد که استیضاح عراقچی در مجلس در دستور کار قرار گرفته است.

خضریان با انتقاد از دیدار وزیر خارجه با مقام‌های امریکایی، خواستار روشن شدن مبنای این دیدار و مجوز آن شد و گفت باتوجه به عملکرد عراقچی، درباره ادامه حضور او در وزارت امور خارجه بحث وجود دارد. او همچنین موضوع حضور یکی از اعضای هیات ایرانی در سالن سازمان ملل هنگام سخنرانی ترامپ را از دیگر مواردی دانست که باید درباره آن توضیح داده شود.

ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز از منتقدان این دیدار بود. او در اظهارنظرهایی که درباره دیدار عراقچی و ویتکاف منتشر کرد، گفت تا آنجا که اطلاع دارد، وزیر خارجه برای چنین ملاقاتی مجوز نداشته است. رضایی همچنین تاکید کرد که مجلس در برابر این اقدام سکوت نخواهد کرد و از پیگیری موضوع در مجلس خبر داد.

به گفته او، شروط ایران پیش‌تر از طریق واسطه‌ها منتقل شده بود و بنابراین ضرورتی برای چنین دیدار مستقیمی وجود نداشته است. در خارج از جمع نمایندگانی که مستقیما از ثبت یا پیگیری استیضاح سخن گفته‌اند نیز واکنش‌هایی علیه عملکرد عراقچی مطرح شده است. برخی چهره‌های سیاسی نزدیک به جریان اصولگرا خواستار پاسخگویی وزیر خارجه شده‌اند و رسانه‌های همسو با این جریان نیز دیدار نیویورک را به عنوان یکی از موارد نیازمند توضیح برجسته کرده‌اند.

با این حال، در خود مجلس مواضع یکدست نیست و همین نکته اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در مقابل این گروه، نمایندگانی نیز وجود دارند که روایت «اقدام بدون مجوز» را تایید نمی‌کنند و معتقدند باید میان دیدار دیپلماتیک و مذاکره رسمی تفکیک قائل شد. به صورت علنی تا این زمان اسامی «امیرحسین ثابتی، حسینعلی حاجی‌دلیگانی، علی خضریان و ابراهیم رضایی» در زمره چهره‌هایی قرار دارند که صریح‌تر از دیگر نمایندگان درباره استیضاح یا برخورد پارلمانی با عراقچی سخن گفته‌اند. محور مشترک بخش مهمی از انتقادها نیز نه «عملکرد عمومی وزارت خارجه» بلکه مشخصا «دیدار عراقچی با ویتکاف و مساله مجوز و هماهنگی آن» است؛ موضوعی که اظهارات اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی تصویر «بدون هماهنگی» آن را زیر سوال می‌برد.

تصمیم نظام یا اقدام شخصی روایت محسن رضایی از ماموریت عراقچی

درست در شرایطی که بخش مهمی از انتقادهای مطرح‌شده علیه عباس عراقچی بر یک تصویر مشخص استوار شده دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنانی را طرح کرده که انگیزه و محور اصلی استیضاح را زیر سوال می‌برد. اینکه وزیر امور خارجه در نیویورک بدون هماهنگی با نهادهای تصمیم‌گیر با استیو ویتکاف دیدار کرده خلاف اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی است. او روایت دیگری از نحوه تصمیم‌گیری درباره ماموریت عراقچی ارائه می‌دهد. رضایی چهارشنبه شب گذشته در گفت‌وگو با شبکه خبر درباره رایزنی‌های ایران و امریکا توضیح داد که پیش از سفر وزیر امور خارجه به نیویورک، در جلسه‌ای با حضور مسعود پزشکیان و عباس عراقچی تصمیم گرفته شده بود شروط ایران به طرف امریکایی منتقل شود. او تاکید کرد که «بحث جدید و شرط جدیدی مطرح نیست» و موضوع، ابلاغ شروط ایران بوده است.

رضایی همچنین گفت قرار بوده عراقچی در جریان سفر خود به نیویورک، شروط ایران را «از طریق واسطه‌ها» به امریکا ابلاغ کند و این شروط دراختیار کشورهایی مانند قطر و پاکستان قرار گرفته است. به گفته او، طی روزهای قبل نیز پیام‌های ایران از مسیر واسطه‌ها منتقل شده بود و تهران منتظر پاسخ امریکا به شروط هفت‌گانه خود است. همین بخش از سخنان رضایی به نقطه اختلاف در روایت‌های داخلی درباره دیدار عراقچی و ویتکاف تبدیل شد.

خبرگزاری تسنیم پس از سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی مدعی شد که تعامل مستقیم عراقچی با ویتکاف «بدون هماهنگی و کسب مجوز» از نهادهای سیاستگذار، ازجمله شورای عالی امنیت ملی، انجام شده است. تسنیم استدلال کرد که چون رضایی از انتقال شروط از طریق واسطه‌ها سخن گفته، این موضوع به معنای آن است که مجوزی برای فراتر رفتن از این چارچوب و تعامل مستقیم با ویتکاف وجود نداشته است. اما ازسوی دیگر،

از سخنان رضایی می‌توان یک واقعیت روشن را استخراج کرد؛ «اصل ماموریت عراقچی برای انتقال شروط ایران، اقدامی فردی و خارج از فرآیند تصمیم‌گیری دولت نبوده است.» رضایی صراحتا از جلسه مشترک با رییس‌جمهور و وزیر خارجه سخن گفته و اعلام کرده که درباره نحوه انتقال شروط تصمیم‌گیری شده است. بنابراین، اختلاف اصلی را نمی‌توان صرفا در این خلاصه کرد که «عراقچی شخصا تصمیم گرفته با امریکایی‌ها ارتباط بگیرد»؛ مساله دقیق‌تر این است که آیا دیدار مستقیم با ویتکاف در چارچوب همان ماموریت قرار داشته یا از چارچوب تعیین‌شده فراتر رفته است.

این اظهارات آن‌هم از جانب چهره رسمی همانند محسن رضایی برای پرونده استیضاح اهمیت دارد، زیرا منتقدان عراقچی، ازجمله برخی نمایندگان مجلس، دیدار نیویورک را به عنوان اقدامی بدون مجوز مطرح کرده‌اند؛ درحالی که روایت دیگری از داخل ساختار تصمیم‌گیری می‌گوید انتقال پیام و شروط ایران به طرف امریکایی، پیش از سفر عراقچی مورد تصمیم‌گیری قرار گرفته بود. مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز با استناد به بررسی‌های خود گفته است عراقچی برای تماس با ویتکاف مجوز داشته و در این دیدار صرفا شروط هفت‌گانه ایران را منتقل کرده است.

به نظر می‌رسد در نیات نمایندگان مجلس که خواهان استیضاح هستند، بیش از آنکه اصل ماموریت دیپلماتیک عراقچی مساله باشد، موضوع «تفسیر از حدود اختیارات او در اجرای این ماموریت» مناقشه برانگیز شده است. یک روایت می‌گوید مجوز انتقال شروط از مسیر واسطه‌ها بوده و تماس مستقیم با ویتکاف خارج از چارچوب تعیین‌ شده انجام شده در مقابل اما روایت دیگر، ازجمله آنچه زارعی مطرح کرده، می‌گوید تماس نیز در چارچوب مجوز و تصمیم ساختارهای حاکمیتی انجام شده است. همین دو روایت متفاوت است که حالا پای مجلس را به پرونده باز کرده محوریت منطقی و روح قانونی مساله استیضاح را زیر سوال می‌برد.

عراقچی در نیویورک، مجلس در تهران و پیامی که به دنیا مخابره می‌شود

ماجرای استیضاح عباس عراقچی فقط یک اختلاف بر سر عملکرد وزیر امور خارجه نیست؛ زمان طرح این موضوع نیز بخشی از ماجراست. درحالی که عراقچی برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته و همزمان در حال رایزنی با مقام‌های مختلف درباره پرونده ایران است، در تهران طرح استیضاح او ثبت شده است. نامه امیرحسین ثابتی به محمدباقر قالیباف درباره ثبت این طرح، چهارشنبه اول مهر منتشر شد؛ یعنی در همان مقطعی که وزیر خارجه در یکی از مهم‌ترین صحنه‌های دیپلماسی بین‌المللی ایران حضور داشت. این همزمانی، فارغ از اینکه سرنوشت استیضاح چه خواهد شد، یک پیام داخلی روشن دارد: در ساختار سیاسی ایران درباره حدود و چگونگی پیشبرد دیپلماسی اختلاف‌نظر وجود دارد.

بخشی از مجلس معتقد است وزیر خارجه باید درقبال تصمیم‌های خود پاسخگو باشد و مجلس می‌تواند از ابزار استیضاح استفاده کند؛ در مقابل، دیدگاه دیگری در مجلس وجود دارد که معتقد است موضوع سیاست خارجی و مذاکرات حساس، بدون درنظر گرفتن سازوکارهای تصمیم‌گیری کلان کشور قابل ارزیابی نیست. از همین زاویه، پرونده عراقچی یک تفاوت مهم با یک استیضاح معمولی دارد. در بسیاری از موارد، مجلس می‌تواند عملکرد یک وزیر را براساس سیاست‌های اجرایی، بودجه، انتصابات یا نحوه اداره وزارتخانه ارزیابی کند؛ اما در پرونده اخیر، بخش اصلی اختلاف به تصمیمی مربوط است که مستقیما با سیاست خارجی و مناسبات ایران با امریکا گره خورده است. یعنی پرسش فقط این نیست که «عراقچی چه کرده»، بلکه این است که «چه سطحی از تصمیم‌گیری درباره این اقدام انجام شده و وزیر خارجه در چه چارچوبی مامور اجرای آن بوده است؟» همین مساله باعث شده اظهارات محسن رضایی درباره جلسه با حضور مسعود پزشکیان و عراقچی اهمیت ویژه‌ای پیدا کند. رضایی گفته بود در آن جلسه درباره انتقال شروط ایران به طرف امریکایی تصمیم‌گیری شده است.

بنابراین، حتی اگر درباره شکل دقیق دیدار عراقچی و ویتکاف اختلاف‌نظر وجود داشته باشد، روایت موجود نشان می‌دهد اصل ماموریت انتقال پیام ایران از ابتدا در سطحی فراتر از تصمیم شخصی وزیر خارجه مطرح بوده است. در مقابل، منتقدان می‌گویند تصمیم درباره انتقال شروط از طریق واسطه‌ها، لزوما به معنای صدور مجوز برای دیدار مستقیم با مقام امریکایی نیست.

اینجا همان نقطه‌ای است که اختلاف سیاسی شکل می‌گیرد. پرسش حقوقی و سیاسی اصلی در این شرایط این است که «حدود اختیار وزیر خارجه در اجرای تصمیمات سیاست خارجی تا کجاست؟» اگر وزیر در چارچوب ماموریتی که از ساختار تصمیم‌گیری دریافت کرده عمل کرده باشد، استیضاح او بر سر اصل آن تصمیم، عملا مجلس را در برابر مجموعه‌ای گسترده‌تر از دستگاه دیپلماسی قرار می‌دهد. اما اگر مشخص شود اقدام مورد اعتراض خارج از چارچوب تعیین‌شده بوده، آنگاه موضوع می‌تواند به عنوان یک مساله مشخص مدیریتی و نظارتی بررسی شود. ازسوی دیگر، طرح این اختلاف در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، پیش از آنکه فرآیند پارلمانی آن به مرحله بررسی رسمی برسد، خود به بخشی از مناقشه تبدیل شده است.

خبر ثبت طرح استیضاح در شرایطی منتشر شد که عراقچی همچنان در نیویورک مشغول دیدارهای دیپلماتیک بود. او در همین روزها با مقام‌های خارجی دیدار داشته و درباره موضوعاتی ازجمله وضعیت منطقه، تنگه هرمز و مواضع ایران گفت‌وگو کرده است. از منظر سیاست خارجی، چنین وضعیتی می‌تواند یک پیام دوگانه ایجاد کند؛ از یک‌سو، مجلس نشان می‌دهد که وزیر خارجه را در برابر عملکردش پاسخگو می‌داند و ابزارهای نظارتی خود را کنار نمی‌گذارد، ازسوی دیگر، طرف‌های خارجی ممکن است این اختلاف علنی را بخشی از فضای تصمیم‌گیری داخلی ایران تلقی کنند، به همین دلیل تفاوت میان «نظارت پارلمانی» و «اعلام اختلاف در میانه یک ماموریت دیپلماتیک» اهمیت پیدا می‌کند. البته ثبت استیضاح به معنای برکناری وزیر نیست و حتی به معنای آن نیست که مجلس درنهایت به استیضاح رای خواهد داد. مطابق فرآیند پارلمانی، درخواست باید مسیر قانونی خود را طی کند و در کمیسیون تخصصی بررسی شود.

بنابراین، در شرایط فعلی، آنچه قطعی است «ثبت درخواست استیضاح» است نه نتیجه نهایی آن. ماجرای عراقچی یک آزمون هم برای مجلس است و هم برای سازوکار سیاست خارجی؛ اینکه در موضوعی به حساسیت رابطه با امریکا، مرز میان نظارت نمایندگان، مسوولیت وزیر و تصمیمات کلان نظام چگونه تعریف می‌شود. شاید به همین دلیل است که دعوای فعلی صرفا درباره یک دیدار در نیویورک نیست؛ اختلاف بر سر این است که در سیاست خارجی ایران، چه کسی تصمیم می‌گیرد، چه کسی اجرا می‌کند و چه کسی باید بابت اجرای آن پاسخگو باشد.